ساعت 4:30 صبح روز تعطیل است و پس از خوردن کمی شله زرد که خدا برایم رساند تا روزم عالی شروع شود، راهی دفتر کارم شدم.
امروز کارهای زیادی دارم، تقرریبا مثل هر روز.
- حل مشکل ارتث کامپیوتر ها
- آپلود ویدیو جدید در یوتیوب
- ضبط ویدیو های که اشتباها به جای NTSC به صورت PAL ضبط شده و کیفیت آشغالی دارد.
- دیدن ادامه ویدیو آموزشی آقای بهرام پور (مدرسه استادی8)
- پاسخ به سوالات پشتیبانی دوره ها
- آنالیز سئو آکادمی پیکس پا و تحلیل رقبا
و تمام این لیست باید تا 12 ظهر تیک بخورد! معمولا نمی شود. اما تلاش برای تحقق آن بخشی از نظم شخصی من است.
از یادداشت امروز سه هدف داشتم :
همانقدر که می ارزد، درد خواهد داشت.
خیلی دوست داشتم امروز را استراحت میکردم. در کنار خانواده می ماندم و کتاب میخواندم و کیف میکردم. ولی … بگذریم. رنجِ مسیر، شاخصی برای سنجش بزرگی هدف است. استراتژی شخصی من حکم میکند که گاهی باید از «خوب» گذشت تا به «عالی» رسید. شما را نمی دانم.
همیشه محقق نمی شود!
نمیدانم چقدر از لیست تیک میخورد ولی مطمنم همیشه تعدادی کار اضافه می اید که به لیست بعدی موکول می شود. اولویت بندی کردن مهم است و البته مدیریت زمان که نام دیگرش برکت است.
دو ماراتن است. ادامه باید داد… چه شقایق باشد چه نه!
زندگی یک «دو ماراتن» است، نه یک دوی سرعت. باید به مسیر ادامه داد؛ چه مسیر سبز و هموار باشد، چه دشوار و پر از چالش. رشد واقعی در «توانایی به تعویق انداختن لذتهای آنی» نهفته است. این قاعدهای است که باید با آن زیست؛ وگرنه خروجی کار، چیزی جز معمولی بودن نخواهد بود. برای متمایز بودن، باید بهای آن را تمام و کمال پرداخت.
نقطه. تمام.
