از انبار داده تا کارخانهٔ فرصت؛ رسالت جدید کتابخانهها
درر روزهای تعطیلی کسبوکارم و در میانهٔ جنگ ۱۲ روزه، زمان آزادم را غنیمت شمردم و سری به کتابخانهٔ عمومی زدم. فضا و حالوهوای آن تقریباً همان چیزی بود که در هشتسالگیام در جهرم تجربه کرده بودم؛ با این تفاوت مهم که دیگر نیازی نبود برای یافتن کتاب، در میان کارتهای نمایهسازیشده [Index Cards] در یک کمد چوبی و بهترتیب حروف الفبا جستوجو کنم. حالا سایتی وجود داشت که همهچیز را با یک جستوجوی ساده در دسترس قرار میداد.
همین امروز، یادداشت تازهای از «ست گادین» (Seth Godin) خواندم که زاویهدید جالبی را دربارهٔ کتابخانههای عمومی آمریکا مطرح میکرد:
«حدود ۷۵۰۰ کتابخانهٔ عمومی در ایالات متحده وجود دارد و تا همین اواخر، بیش از یکسومِ تراکنشهای آنها مربوط به امانت دادن دیویدی (DVD) بود. هدف کتابخانه چیست؟ رسانهها تغییر کردهاند و نیازهای ما دگرگون شدهاند؛ اما سازوکارهای تأمین بودجه، معماری فضاها و انتظارات عمومی، تا حد زیادی ثابت و سنتی ماندهاند.»
گادین بهدرستی اشاره میکند که رسالت کتابخانهٔ مدرن دیگر صرفاً آرشیو اطلاعات نیست؛ بلکه بر محور «جامعهسازی»، «آموزش» و «دسترسی به ابزارها» میچرخد. کتابخانهٔ امروز باید فضایی سرشار از امکان خلق کند و روی چیزی متمرکز شود که در دنیای امروز واقعاً کمیاب است: «خلقِ فرصت» و نه صرفاً انباشتِ داده.
وقتی به این موضوع فکر میکنم، میبینم بخش بزرگی از مدرسان، طراحان محصول و افراد تأثیرگذار جامعهٔ ما با ظرفیتهای پنهان کتابخانهها بیگانهاند. در زمانهٔ حاضر، کتابخانه میتواند بهعنوان یک کانون [Hub] برای شبکهسازی و خلق ارزش عمل کند.
اگر با نگاه استراتژیک به آن بنگریم، کتابخانهها میتوانند هستهٔ مرکزیِ چرخدندهٔ رشد [Flywheel] برای جوامع محلی باشند و پیوندهایی تازه میان افراد خلاق ایجاد کنند. ایدههای اجراییِ تبدیل کتابخانه به یک فضای خلق ارزش و نوآوری، موضوع جذابی است که بررسی آن بماند برای بعد.
شاید خیلی زودتر از فضا های کار اشتراکی، کتابخانه ها می توانستند مدل درآمدی خودشا ن را به روز کنند و این سرویس را جدی بگیرند. هنوز هم دیر نیست!